مامان باربد بازم بد قولی کرده و خیلی دیر سراغ خاطرات باربد میاد.

البته این بار تقصیر باربده چون نمیزاره مامانیش سیستمو روشن کنه و تامی بینه مامان پای کامپیوتره میگه: باردا بیش بیش یعنی باربد بشینه رو صندلی و خرابکاری بکنه اینجوریه که مامانی هم ترجیح میده اصلا سیستمو روشن نکنه.

امروز تقریبا باربد ۵/٢٢ماهشه حرف زدنش پیشرفت کرده تلاش میکنه جملات دوکلمه ای بسازه و راه رفتنش خیلی خوبه تازگی ها هم یاد گرفته از کنار مبل بالا میکشه بدون اینکه زیر پاش به جایی بند باشه و خودش از این کار خیلی خوشخال میشه (قربونش برم)

این روزها دلش واسه مادر جون و بابا علی و مینا و دنیا عزیز و امیر و کتی خیلی تنگ شده آخه همه ازش دورن...... طفلکی بچم همین دلتنگی هاش باعث شده خیلی بهونه گیری کنه و مامان بیچارشو اذیت کنه.