نازنینم؛

فرشته کوچکم:با تمام وجود دوستت دارم. تو جوانه ای هستی زیبا و شاداب که درون وجودم رشد میکنی و روحم را نوازش میدهی. هر لحظه بزرگ شدنت را، بال و پر گرفتنت و قدکشیدنت را حس میکنم ، آموختنت، شیرین زبانیهایت، و ای کاش این همه کاستی در مادر بودنم وجود نداشت.ای کاش تحملی داشتم به وسعت همه جهان و حوصله ای به بزرگی دل مهربانت تا نثارت میکردم. ای کاش با تو کودکی میشدم تا همین اندک هم تو را به دنیای نامهربان بزرگترها دعوت نمیکردم. پسرک شیرین جانم مرا ببخش به خاطر همه کاستیها.

از نوروز 91 بگم که این آقا پسرمون مهمون خونه های شما بود با همکاری در برنامه فیتیله که هر روز صبح از شبکه 2 سیما پخش میشد اگه دقت کرده باشید تو نماهنگهایی که میان برنامه بود سه تا عروسکهای برنامه هر روز در مورد یه موضوعی شعر میخوندن شعری که مربوط به دید و بازدید عید بود یکی از مهمونها باربد کوچولوی ما بودش که با یه سیبیل سیاه بزرگ وارد میشد که تو خونمون هم برنامه ضبط شده بود.

اینم از عکسای پشت صحنه

این روزها باربد بینهایت به کارتونها و فیلمهای مستر بین علاقه شدید پیدا کرده هر روز کلی از وقتشو  صرف دیدن و خندیدن این آقای کمدین میکنه به طوری که راضی شده به کلاس زبان بره تا وقتی که حسابی تونست حرف بزنه ما زنگ بزنیم به مستر بین و باربد بتونه باهاش حرف بزنه میبینید عشق چه میکند؟ آخه قبلش میگفت من نمیرم انگلیسی یادبگیرم مستر بین بره کلاس فارسی.

یه سوالی که از صبح تا شب از من میپرسه اینه که چند تا حیوونو نام میبره که کدومشون میتونن اون یکیو بکشه؟

باربد: دایناسور شیرو میکشه یا شیر دایناسورو میکشه؟

ببر زرافه رو میکشه یا زرافه ببرو میکشه؟

گربه خرگوشو میکشه یا خرگوش گربه رو میکشه؟

کرگدن کفتارشاخدارو میکشه یا کفتارشاخدار کرگدنو میکشه؟

و این سوالها از حوزه حیوانات اهلی و وحشی خارج شده و به اشیا و میوه و غذاها هم کشیده شده اند:

سیب پرتقالو میکشه یا پرتقال سیبو میکشه؟

ماکارونی برنج و میکشه یا برنج ماکارونی رو میکشه؟

این پیچ گوشتی آبیه زردرو میکشه یا این زرده آبی رو میکشه؟

ماشین بنز پرایدو میکشه یا پراید بنزو میکشه؟

اسکناس هزار تومنی دوهزار تومنی و میکشه یا دوهزار تومنی هزارتومنی و میکشه؟

و مقایسه رنگها از نظر قوی بودن:

مامان...! آبی قوی تره یا سبز؟

بنفش قوی تره یا زرد؟

وگاهی اشیا کاملا همسانو میزاره کنار هم و من بیچاره باید با یه دلیل قانع کننده یکیو به عنوان قوی تر انتخاب کنم و جواب تمام این سوالها همه یه چرا هم به دنبالش اضافه کنید.

امروز تو ماشین از من و باباش میپرسید (اشاره به دوتا شیشه های همسان عقب ماشینمون)  این شیشه اینو میکشه یا این شیشه این یکیو میکشه؟ که من و باباش هر دو عصبانی شدیم که اینا چه سوالاتیه بس کن دیگه یعنی چی مگه شیشه ها همدیگرو میکشن؟ الهی بمیرم بچم چیزی نگفت اون لحظه من خیلی کلافه شده بودم چون واقعا سرسام آور سوال میپرسه ولی الان خیلی پشیمونم و دلم کباب شده. خدایا منو ببخش

اصلا نمیدونم چرا اینقدر فکرای جنگی میکنی؟ همش تو فکرش جدل و کشتنه خیلی نگرانم اینو باید یه پیگیری اساسی بکنم.

(غار قوری قلعه. کرمانشاه)

از وقتی بهار شده بیشتر پارک میبرمش رابطش هم با بچه های دیگه خوبه و خیلی هم به اسکوتر علاقه داره اگه یک ساعت هم تو پارک باشیم همه یک ساعتو با اسکوتر میچرخه و اینقدر عرق میریزه که چیزی ازش نمیمونه خیلی هم ماهر شده میخوام بفرستمش المپیک.

از اول اردیبهشتم اگه خدا بخواد داره میره موسسه زبان از 2 تا 6 عصر محیط شاد و خوبی داره همش دعا میکنم که جذب اونجا بشه خیلی براش لازمه کلاسهای ترم زمستونش هم که همه تموم شد سعی میکنم تو پست بعدی عکسای کارهای سفال و کلاژش رو بزارم مربی کلاژ از نحوه قیچی کردن و چسبوندنش خیلی خیلی راضی بود و میگفت کارش در حد بچه های 8 یا 9 ساله س (خداروشکر)

امسال تو ایام عید و مسافرت هم اذیتمون نکرد و ما هم به مسافرتهای بعدی امیدوارتر شدیم البته وقتی مهمون میومد خونه پدرم که بودیم میرفت تو اتاق قایم میشد و این خوب نیست ولی منم خیلی اذیتش نمیکردم اینم یه دورانیه که میگذره.