پسرک نازنینم همینطور که روزها به سرعت میگذره تو هم به همین سرعت بزرگ میشی .....خدارو شکر که هر روز هم قدرت حرف زدنت داره بیشتر میشه اگه قد کشیدن و بزرگ شدنت برامون نا محسوسه ولی حرف زدنت کاملا احساس میشه.....تعدادی از جملات باربد که برام شیرینه اینجا مینویسم که مبادا با گذشت زمان از یادم بره............

باربد داره با خاله دنیا بازی میکنه:

من علوس(عروس) شدم  اتوبوسشو نشون میده اینم ماشین علوسه......برو تنار ماشین علوس اومد میره سر یخچال آب بخوره اعلام میکنه علوس آب خورد به خاله میگه داماد تو آب نخول  عجب عروس بی مرامی......

دفتر نقاشیشو بر میداره بعد با خودش شروع میکنه حرف زدن البته مطمئنه که من دارم گوش میدم:

خوب.....حالا نگاشی بتشم......چی بتشم؟......چه لندی (چه رنگی ) بتشم؟.....یه نگاشی جدید بتشم.......بعد شروع میکنه خط خطی بصورت دایره وار میگم داری چی میکشی میگه: دالم چرخ جدید میتشم  چون پیکاسو کوچولوی ما فقط بلده چرخ بکشه حالا به نظر شما لازم بود اینقدر فکر کنه که میخواد چی بکشه؟ من که میمیرم از خنده.

 

خودش یه بطری گذاشته تو یخچال که مخصوص خودشه خیلی هم مواظبه کسی با اون آب نخوره منم از ترس گلو درد دور از چشمش تند تند آبشو عوض میکنم که خیلی سرد نشه تا میرم در یخچالو باز میکنم بدو میاد میگه ماما چی میخولی؟ نصف شبی باباش رفت در یخچالو باز کرد باربد تو رختخوابش داشت جا به جا میشد کمی خوابش سبک شده بود اما خواب بود باباش تا در یخچالو باز کرد باربد صدای درو شنید با سرعت نور دوید تو آشپزخونه یکهو ظاهر شد جلو باباش و گفت بابا چی میخولی؟ خورشید اومده  بیدال (بیدار) شدی؟بابای بنده خدا همونجا خشکش زد مگه این بیدار بود؟.

تو کوچمون دارن خونه سازی میکنن ماشینهای بزرگ میان مصالح خالی میکنن و همشون باربد و میشناسن چون باربد عاشقه به قول خودش ماشین بلندس تا صداشونو میشنوه میره دم پنجره از طبقه چهارم آنچنان فریاد میزنه ماشین بلنده اومده و ماشین بلندرو صدا میکنه که اگه یه روز باربد نباشه صاحب ماشین بلنده شک میکنه نکنه ماشینش کوچیک شده !

 تو این عکس باربد با قسمتهایی از اسباب بازیهای مختلف این شکلو درست کرده بود منو صدا کرد گفت تباب دلست تردم (کباب درست کردم)  پسرم سیخهای کباب رو چیده رو آتش)