به بهانه روز جهانی کودک

حتما تا به حال به این سری نامه ها برخورد کردید، چند سال پیش در مدارس ابتدایی آمریکا کارشناسان از کودکان خواستند که نامه ای به خدا بنویسند، این نامه ها هیچ موضوع مشخصی نداشت و هر کس هر چه در دل داشت می نوشت، مدتی بعد تمامی این نامه ها گردآوری شد و تحت همین عنوان به کتاب تبدیل شد و با توجه به زیبایی و تاثیر گذاری بی نظیر نامه های این کودکان، در مدت کوتاهی به ده ها زبان مختلف از جمله فارسی ترجمه شد. این خبره نامه حاوی چند نامه از "نامه های کودکان به خدا" ست.

خدای عزیز،

به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و افراد جدیدی خلق کنی، چرا فقط همین هایی که زنده هستند رو حفظ نمی کنی؟

خدای عزیز،

من به اون عروسی رفتم و اون ها درست وسط کلیسا همدیگه رو بوسیدن! این کار مشکلی نداره؟

خدای عزیز،

من فکر میکنم که دستگاه "منگنه زن کاغذ" یکی از بزرگترین اختراعاتت باشه.

   خدای عزیز،

واقعا در زمان نوشت "bible" (کتاب مقدس) اونها اینقدر تخیلی (غیر قابل فهم) حرف میزدن؟

خدای عزیز،

من بهت فکر میکنم، حتی بعضی وقت ها که مشغول دعا هم نیستم!

خدای عزیز،

من آمریکایی هستم، تو چطور؟

خدای عزیز،

بابت برادر کوچولویی که بهم دادی ازت ممنونم، ولی دعای من برای یه توله سگ بود.

خدای عزیز،

شرط می بندم که کار خیلی سختیه که همه ی آدم های دنیا رو دوست داشته باشی، من که فقط 4 نفر توی خانواده ام دارم هرگز نتونستم این کار رو بکنم.

خدای عزیز،

لطفا یه تعطیلی دیگه هم بین "کریسمس" و "عید پاک" بذار. الآن هیچ چیز خوبی اون وسط نیست.

خدای عزیز،

اگه یکشنبه داخل کلیسا رو نگاه کنی، کفش های نو ام رو بهت نشون میدم.

خدای عزیز،

اگه قراره بعد از مرگ ما دوباره بیاییم و کس دیگه ای بشیم، خواهش میکنم من رو به Jennifer Horton تبدیل نکن، ازش متنفرم!

خدای عزیز،

شاید Cain و Abel اگه اتاق های جدا داشته باشن دیگه اینقدر با هم دعوا نکنن، این روش در مورد برادرم که موثر بود.