وقتی از مسافرت آخرمون برگشتیم باربد خیلی هوایی شده و مدام بهانه گیری میکنه.

تا تقی به توقی میخوره مثلا خوابش بیاد یا گرسنه باشه یادش می افته و گریه سر میده که چرا خونه خاله دنیا نیستیم خلاصه بچم خیلی دلش گرفته.

بالاخره کار خودشو کرد دیروز با کلی گریه به هدفش رسید و خاله دنیا رو کشوند اینجا خاله جون وقتی دید باربد چطوری گریه میکنه عزمشو جزم کرد و به عشق بابد نه ساعت تو راه بود و امروز رسید.حالا که امروز آقا باربد خیالش راحت شده بود میگفت مینا یعنی مینا هم بیاد حالا تا یکی یکی همه رو دعوت نکنه دست بردار نیست.

خاله دنیا و باربد در 6 ماهگی