پسرکم شیرین جانم

 

همین روزها دو ساله می شوی. تولدت مبارک. این تبریک از طرف کسی است که پاره تن اویی و او عزیزتر و دل بندتر از تو در دلش سراغ ندارد. این به معنای دوست نداشتن پدرت یا پدر و مادر خودش نیست اما عشق تو چیز دیگری است. حس دیگری است. از جنس و شیرینی دیگری است. دو سال گذشت از آن روزی که با آمدنت زندگی من و پدرت را متحول کرده ای. هر تحولی بی زحمت نیست و صد البته که بی اجر هم نخواهد بود. اجر من همان یک لبخند توست. همان سعادت و بهروزی تو و اطمینان از اینکه توانسته ام تا جایی که در توان دارم از عهده تربیت خوب تو برآیم. دنیای شیرین و با صفایی داری عزیزکم. دنیایی که نه این گرفتاریهای مسخره ما آدم بزرگ ها به آن راهی است و نه دورنگی و ریای ما بزرگ شده ها.